الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
183
الغدير ( فارسي )
كه گفت : بسعد بن ابى وقاص گفتم : من ميخواهم راجع بامرى از تو سؤال كنم ولى پرهيز ميكنم ، گفت : آنچه ميخواهى سؤال كن ، همانا من عموى تو هستم ، گفتم : سؤال من از بر پا ايستادن رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله است در ميان شما در روز غدير خم ، گفت : بلى هنگام ظهر در ميان ما ايستاد و دست على بن ابى طالب عليه السّلام را گرفت و فرمود : من كنت مولاه ، فعلى مولاه ، اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه ، سپس ابو بكر و عمر گفتند : گرديدى اى پسر ابى طالب مولاى هر مرد و زن با ايمان . 7 - حافظ ابو عبد اللَّه مرزبانى بغدادى متوفاى 384 اين داستان را باسنادش از ابى سعيد خدرى در كتاب خود ( سرقات الشعر ) روايت نموده است . 8 - حافظ على بن عمر دار قطنى بغدادى ، متوفاى 385 - حديث غدير را باسناد خود روايت نموده و در آن مذكور است كه : چون ابابكر و عمر جريان را شنيدند به او گفتند : گرديدى اى پسر ابى طالب مولاى هر مرد و زن با ايمان ، ابن حجر در صواعق ص 26 اين حديث را از او حكايت كرده و از طريق خطيب بغدادى نيز در ص 119 - بلفظ ديگر از او ذكر شد . 9 - حافظ ابو عبد اللَّه ابن بطَّه حنبلى متوفاى 387 ، اين داستان را باسنادش در كتاب خود « الابانه » از براء بن عازب بلفظ حافظ ابو العباس شيبانى ( كه مذكور افتاد ) با اسقاط جملهء ( امسيت « گرديدى » ) روايت نموده . 10 - قاضى ابو بكر باقلانى بغدادى ، متوفاى 403 ( شرح حال او در ج 1 ص 177 گذشت ) داستان مزبور را در كتاب خود « التمهيد فى اصول الدين » ص 171 با دقت در سند روايت نموده است . 11 - حافظ ابو سعيد خركوشى ، نيشابورى متوفاى 407 ، اين حديث را در تأليف خود ( شرف المصطفى ) باسنادش از براء بن عازب بلفظ احمد بن حنبل ، و